مولف ناشناخته

23

تاريخ شاهى ( فارسى )

بود . و بازگرفتند و باميرى دادند كه او را لقب ، عوض ملكى ، داده بودند . احتمال آن بر وى صعب آمد ، جلاء وطن اختيار كرد و با احمال و اثقال متوجه سجستان گشت . حسام دراز كه در ريقان وطن داشت با برادر خود و جماعت متعلقان روى به وى نهادند . در راه كرمان ايشان را ملاقات افتاد . كوششى سخت در ميان ايشان برفت و جمله عيال او بعنف ازو بازگردانيد و او را مجروح چون مار زخم خورده بگذاشت تا به سيستان شد . چو بد كردى مباش ايمن ز آفات . چون لهب آن كينه در كانون سينهء او در اشتعال بود و جملگى همت و نهمت او برقصد ( ؟ ) بىتوقف و تأخير روى توجه بمعسكر امراء « نكودر » 7 نهاد و احوال ولايات كرمان از توفير اموال و تكثير احمال باز داد . و در اندك زمانى [ 50 ] چندانكه لشكركش خورشيد ، سپاه گرما از ديار شمال به خطه جنوب كشد - فوجى ازيشان به ولايت كرمان آورد و بسر نفرزطوط 8 برد و در مكافات از قصد جمال و اثقال ايشان بباد تلف و تاراج برد [ و ابواب بلده ؟ ] بر ملاعين لشكر نكودر برگشاد چنانچه قريب قرنى اهالى كرمان در چنگال قهر ايشان در ماندند : الفتنة نايمة ، لعن اللّه من ايقظها ، و احوال ضر و فساد ايشان بعد ازين بشرح بيايد . ديگر از رسوم و آداب وزرا و مقربان حضرت پادشاه آنست كه با خويشان پادشاه و كسانى كه شايستگى ولىعهدى داشته باشند گستاخى و بىالتفاتى نكنند و و به چشم حقارت در ايشان ننگرند و همواره در تعظيم و تفخيم ايشان مبالغت نمايند و در اكثر امور رضاجويى ايشان واجب شناسند ، [ نه ] بران صفت كه مطلقا روى توجه بيكى ازيشان آرند و ديگران را [ 51 ] از مطمح نظر فروگذارند ، چه اگر در آن نوع مبالغتى رود ، هم موجب تغيّر پادشاه و سبب تهيّج نواير غضب او گردد ، پس طريق توسط مسلوك بايد داشت و رعايت جوانب محافظت كرد . و از نظاير و اخوات اين وعظ ، حكايت حال ابو مسلم مروزى است كه با كمال حقوقى كه بر ذمّت آل عباس ثابت كرده بود و بجدّ و جهد عظيم امارت از